پنج شنبه 3 فروردين 1391برچسب:, :: 15:43 :: نويسنده : sanaz
دیروز وقتی بخواهم از آینه بنویسم می نویسم: ” تو” وقتی قرار است از چشمه ونور بگویم می نویسم :”تو” اما وقتی حرف طراوت و ترانه باشد.مینویسم: ” من با تو یکی مال تو٬ یکی مال من . ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ امروز همه گیلاسها مال تو٬ هسته هایش را من می کارم که درختها پر گیلاس شوند و باز یکی مال تو- یکی مال من همه گیلاسها مال تو هسته هایش را …. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ فردا نکند از این همه گیلاس سیر شدی؟ اگر نیایی ٬سهمت را به گنجشکان میدهم. اگر نیایی٬ گنجشکان از این همه گیلاس سیر میشوند و دیگر سراغ باغچه نمی آیند. تقصیر من بود که همه گیلاسهای دنیا رو برای تو میخواستم
نظرات شما عزیزان:
سلام
لینکتون کنم؟ پاسخ:سلام اگه دوس داری لینک کن.
قاصدک غم دارم ،
غم آوارگی و دربدری غم تنهایی و خونین جگری قاصدک وای به من همه از خویش مرا می رانند همه دیوانه و دیوانه ترم می خوانند قاصدک دریابم ! روح من عصیان زده و طوفانیست آسمان نگهم بارانیست قاصدک غم دارم غم به اندازه سنگینی عالم دارم قاصدک غم دارم قاصدک دیگر از این پس منم و تنهایی قاصدک حال گریزش دارم می گریزم به جهانی که در آن پستی نیست پستی و مستی و بد مستی نیست میگریزم به جهانی که مرا ناپیداست شاید آن نیز فقط یک رویاست!!!
سلام آبجی.
من به اسم-دختری از دیار عشق- لینکت کردم.اگه میشه منو به اسم-گالری جاستین وسلنا- لینک کن. ممنون پاسخ:شاهین وبتو حذف کردی.
salam man upam
![]()
![]() |